قانون مسئولیت

با ادامه مقالات از سری کتاب های 100 قانون بی چون چرای موفقیت نوشته برایان تریسی به قانون مسئولیت در موفقیت رسیدیم

با تودی همراه باشید:

مسئولیت با شماست

شما کاملا مسئول هر آنچه هستید و هر آنچه می شوید و به دست می آورید، می باشید. شما همان شخصی هستید که بیشتر وقت ها در مورد آن فکر می کنید.

فقط می توانید در مورد آنچه انجام می دهید و چگونگی فکر کردن آن تصمیم بگیرید. در این صورت، فقط در مورد آنچه در زندگی اتفاق می افتد، مسئول هستید.از ۱۸ سالگی به بعد یا گاهی زودتر از آن، خودتان تصمیم می گیرید و انتخاب می کنید؛ و در مورد نتایج تصمیم گیری ها و انتخاب هایتان مسئول هستید. شما همان هستید که در همه جا وجود دارید، فقط برای خودتان و نه کس دیگری. کاری را که برای خود انتخاب کرده اید، انجام می دهید و پولی را که برای خود تعیین کرده اید، به دست می آورید. همیشه در انتخاب آزادید ولی زمانی که چیزی را ا انتخاب کردید و در آن شکست خوردید، باید عواقب آن را بپذیرید. مفهوم مسئولیت فردی یک مسئله اصلی و شاید مهم ترین مسئله در زندگی و اجتماع می باشد.

اساسا در مورد این مسئله، دو مکتب فکری وجود دارد. در یک طرف کسانی هستند که اعتقاد به این دارند که هیچ کس در واقع مسئول چیزی نیست. آنها بر این باورند که هر گونه بدبختی در هر کجا برای کسی اتفاق می افتد، باید دولت، جامعه یا تجارت را سرزنش کرد. ا دیگر مکتب فکری می گوید که در جامعه ای با استقلال فردی، مسئولیت فردی امری مطلق، ضروری و اجتناب ناپذیر است. این گروه می گویند: اشخاص مسئول عواقب رفتارهایشان هستند. آنها مسئول هر آنچه انجام می دهند و آنچه از انجام آن سرباز می زنند، هستند.

حقیقت مسئولیت این است که انتخابی نیست، بلکه اجباری است در زندگی شما به شرطی ممکن است که سطح بالاتری از مسئول بپذیرید. هیچ کس دیگری نمی تواند آنها برای شما انجام دهد.

نکته جالب در مورد مسئولیت این است که هرچه بیشتر آن را بپذیری بیشتر به خود بنگرید، اشخاص دیگر، بیشتر به شما کمک خواهند کرد؛ اما د مسئولیت کمتری بپذیرید و بیشتر دیگران را سرزنش کنید، اشخاص کمتری د خواهند شد که برای شما کاری انجام دهند.گ

 اولین نتیجه منطقی از قانون مسئولیت این است که:

در مورد آنچه فکر می کنید و انجام می دهید، آزاد هستید.

هر جا که هستید یا هر کاری که انجام می دهید، نتیجه انتخاب خود شماست؛ بنابراین، هر آنچه هستید، می باشید. به خاطر رفتار و کردار خودتان، چه دوست داشته باشید چه نه خودتان انتخاب کرده اید که آنجا باشید.

هیچ وقت نمی توانید به خاطر کارهایی که انجام می دهید و در آن شکست می خورید، از زیر بار مسئولیت فرار کنید، چون در انتخاب آزاد هستید و می توانید هر چه که بخواهید انجام دهید.

 دومین نتیجه منطقی از این قانون این است که:

مسئولیت با کنترل کامل شما بر روی محتوای ذهن خودآگاهتان آغاز می شود.

به آنچه فکر می کنید و روش فکری شما، واقعیت های درونتان را روشن می کند از آنجایی که می توانید بر روی آنچه فکر می کنید، کنترل داشته باشید، عمل کنترل بر روی افکارتان و تمرکز بر روی آنچه می خواهید (سوای چیزهایی که نمی خوام شروع قدرت شخصی و خود- ارشدی است.

سومین نتیجه منطقی از قانون مسئولیت این است که:

هیچ کس به داد شما نمی رسد.

اگر می خواهید زندگی تان بهتر شود، خودتان باید بهتر شوید.اگر می خواهید چیزها تغییر کند، شما باید تغییر کنید. اگر می خواهید اوضاع بهبود یابد، اول باید خودتان بهبود یابید.

شگفت انگیزترین مزدی که از پذیرفتن مسئولیت تام دریافت می کنید، احساس کنترل و آزادی عظیمی است که نتایج آن را تجربه می کنید. پذیرفتن مسئولیت تام احساس مثبت و خوشحالی به شما می دهد و شما را به طور کامل از قانون تصادف آزاد می کند و نیز شمارا در مسیر زندگی به سوی دستیابی بزرگ قرار می دهد. شمارا قادر می سازد تا پاهایتان را بر روی پدال گاز بگذارید و سریع تر به سوی تحقق آرزوهایی که برای شما مهم است، برسید.

 چگونه می توان این قانون را سریعا به کاربرد:
  • در هر جنبه از کارتان مسئولیت پذیر باشید. اشخاص بزرگ در هر حرفه به گونه ای رفتار می کنند که گویا صاحب آنجا هستند. آنها به خودشان مانند افراد متکی به خود می نگرند. مهم نیست که چه کسی چک حقوقشان را امضا می کند، مهم این است که همیشه جزو محترم ترین و تحسین برانگیز ترین افراد در شرکت هستند. هیچ وقت بهانه تراشی نکنید و هیچ کس را برای هر کاری سرزنش نکنید. هیچ وقت نگویید و حتی فکر نکنید: «این شغل من نیست. این نوع تفکرات، روش افرادی است که هیچ آینده ای برای فکر کردن و صحبت ندارند، شما دارای این عقیده نیستید، بلکه مسئول کارهای خودتان هستید.
  • برای مأموریت و اضافه کاری همیشه داوطلب شوید. اگر در جلسه ای نیاز به انجام کاری بود، اولین کسی باشید که دستش را بلند می کند. ابتکار به خرج دهید. پیشتاز باشید. نزد مدیر بروید و به او بگویید که مسئولیت بیشتری به شما بدهد و دائما از وی درخواست کار کنید. وقتی مأموریتی به شما داده شد و برای کاری داوطلب شدید، به خوبی و سریعا آن را انجام دهید. احساس ضرورت را در خود توسعه دهید. با هرگونه شانس برای اجرا طوری برخورد کنید که گویا یک توپ از دست رفته در مسابقه راگبی هستید و تنها شانس شما این است که دنبال آن بروید و امتیاز کسب کنید. آن را بگیرید و بدوید.